السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

32

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

فصل ششم : عوامل تخصصى وجود هستى سه گونه تخصص دارد ؛ به تعبير ديگر : حقيقت هستى را در سه چهره مىتوان لحاظ نمود : 1 . لحاظ حقيقت وجود به عنوان يك حقيقت واحد اصيل و قائم بالذات ، و مىدانيم كه هستى اين خصوصيت را دارد . 2 . لحاظ خصوصيات درجات وجود كه آنها هم در حقيقت وجود هستند ، و همانطور كه گفتيم اين خصوصيات از حقيقت وجود خارج نمىباشند . 3 . لحاظ نسبت وجود به ماهيات مختلف ، منظور اين است كه ماهيات مختلف چون انسان و درخت و گاو و . . . با يكديگر اختلاف ذاتى دارند ، وجود هم با اضافه به آنها و عارض شدن بر آنها اختلاف پيدا مىكند ، البته پيداست كه اين اختلاف ، بالذات مربوط به ماهيات است و بالعرض مربوط به وجود . بايد توجه داشت كه عروض وجود بر ماهيت و به تعبير ديگر ثبوت وجود براى ماهيت ، از نوع عروض مقولى ( عروض يكى از مقولات عرضى بر اشياء ) ، كه حتماً بايد معروض پيش از عارض تحقق داشته باشد ، نيست . بلكه حقيقت ثبوت وجود براى ماهيت ، چيزى جز ثبوت ماهيت نيست ، مگر نه اين‌كه وجود اصالت دارد و ماهيت اعتبارى است . فقط عقل چون بيشتر با ماهيات انس دارد ماهيت را به عنوان موضوع فرض مىكند و وجود را حمل بر آن مىنمايد ، كه در حقيقت ، كار برعكس است ؛ يعنى وجود موضوع است و ماهيت محمول . يعنى به حسب تحقق در خارج ، وجود اصالت داشته ، موضوع است و ماهيت فرع وجود و محمول بر آن . حقيقت اين است كه بايد بگوييم : اين را عكس الحمل مىنامند . با بيانى كه گفتيم اشكال معروفى كه در حمل وجود بر ماهيت است بر طرف مىشود . اشكال اين است كه طبق قاعده فرعيت كه مىگويد : ثبوت چيزى براى چيز